جمال الدين محمد الخوانساري
34
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ونداند كه نجس است يا زنى را كه حرام باشد بر أو خواسته باشد ونداند كه اين آن زن است وامّا اگر حكم شرعي را نداند وبآن اعتبار گناهى را كرده باشد مثل اين كه نداند كه با زنى كه شير خورده باشد بشرايط آن حرام مىشود پس احتمال است كه أو هم معذور باشد در همه جا وگناهى بر أو نباشد ليكن مشهور ميانهء علماء اين است كه أو در بعضي مسائل معذور است ودر بسيارى از آنها معذور نيست چنانكه در كتابهاى فقهى تفصيل داده شده . 1724 الدّنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع والنّوائب . دنيا مالامال است بمصيبتها وطارق است بدردها وحادثهها و [ طارق ] در أصل كسى را گويند كه نزد كسى در شب آيد وگاهى استعمال شود در مطلق كسى كه نزد كسى رود وبنا بر معنى دوّم مراد ظاهر است وبنا بر اوّل تخصيص بآمدن در شب باعتبار اين است كه أكثر بلاها وحادثهها در شب نازل شود . 1725 العلم ينجى من الارتباك في الحيرة . علم رستگار ميكند از فرو رفتن در حيرانى يعنى در اين كه حيران ماند در احكام ونداند كه چه بايد كرد يا از حيرانى در آخرت كه نداند كه چارهء كار خود را چون كند زيرا كه عالم كارى نكند كه باعث حيرانى أو شود در آنجا . 1726 الصّديق أفضل عدّة وأبقى مودّة . دوست كه دوستى أو در راه خدا باشد واز براي دين باشد افزونتر مهيّا كرده شده است وپايندهتر است از روى دوستى يعنى دوستى أو پايندهتر است از دوستى خويشان وساير اغيار كه از براي اغراض ديگر دوست باشند . 1727 العاقل من هجر شهوته وباع دنياه بآخرته . عاقل كسى است كه دورى كند از هوا وهوس خود وبفروشد دنياي خود را